تمام تاریخ دستم را بگیر وقتی زیر سایهات هستم این روزها
پر از
من و توست.
اما
تو هیچگاه نبودهای
و من نیز.
حالا
تمام عاشق و معشوقها رفتهاند
و زمان
زمان ماست.
خدا
شاید آنان را ساخت
تا جهان را
مهیای عشق ما کنند.
پس بخند
ای تو همه لیلا و شیرین و منیژه و عذرا.
بخند
تا مجنون و فرهاد و بیژن و وامق را شرمگین کنم.
بخند
تا عشق را
به ایشان بیاموزم.
![]()
ماه من
و به سمت خودت بکش
تا
نزدیکتر شویم
این دریا
بسیار
نیاز به
مــــــــــــــد دارد
![]()
و تو
با یک سیب
خواب را از سرم میپرانی
هیچ چیز
کشف نخواهم کرد
جز جاذبهی چشمانت
![]()
تولد من و بهار است
با هم
نمیدانم
شادِ نو شدن سال باشم
یا
غمگینِ کهنه شدن خودم
![]()





